سجّین، شکل مبالغهای از واژه سجن به معنای زندان است. این واژه به عنوان یکی از نامهای دوزخ در قرآن دو بار ذکر شده و به وادیای در جهنم اشاره دارد که از آن به خداوند پناه میبریم. این واژه به عنوان مکان ابدی تبهکاران شناخته میشود و به دلیل وجود انواع عذابها در آن، که قابل مقایسه با سختترین زندانهای دنیوی نیست، این نام را به خود گرفته است.
سجین
لغت نامه دهخدا
سجین. [ س َ ] ( ع ص ) بندی. ( منتهی الارب ). مسجون. ( اقرب الموارد ). مذکر و مؤنث در وی یکسانست. ( منتهی الارب ) ( از اقرب الموارد ).
سجین. [س ِج ْ جی ] ( ع ص ) شدید. ( اقرب الموارد ). سخت از هر چیزی. ( منتهی الارب ). || دائم. ( اقرب الموارد ). ثابت. || آنکه همواره بی زن باشد. || گرداگرد خرمابن. ( منتهی الارب ). السلتین من النخل. ( اقرب الموارد ). || علانیة. ( منتهی الارب ). || آب طعم بگشته. ( مهذب الاسماء ).
سجین. [ س ِج ْ جی ] ( اِخ ) موضعی است که در وی کتاب فجار و کفار بود، یا وادیی است در جهنم یا سنگی است در زمین هفتم. ( از منتهی الارب ) ( اقرب الموارد ) ( معجم البلدان ). کتاب که اعمال شیاطین و مجرمین در آن مسطور است. ( غیاث ). گفته اند موضعی است که در آن کتاب فاجران و دواوین زمان بود که اعمال ایشان در آن نویسند، و گفته اند کتابی است جامع اعمال فاجران از جن و انس. ( از اقرب الموارد ): ان کتاب الفجار لفی سجین. ( قرآن 7/83 )
فرهنگ معین
فرهنگ عمید
۲. (اسم ) نام جایی در دوزخ.
۳. دائم، ثابت.
فرهنگ فارسی
دائم، ثابت، شدید، سخت، سخت ازهرچیز، جائی دردوزخ
( صفت ) ۱ - ثابت دایم. ۲ - سخت شدید.
از قرائ مصر است و الله اعلم