ستونه. [ س ِ ن َ / ن ِ ] ( اِ ) حمله کردن شاهین و بحری و اندازه نمودن باز و باشه و امثال آن باشد بجانب باولی، و باولی جانوری را گویند که بعضی از پر و بال او کنده باشند و در پیش باز و شاهین نو رسانیده و تازه به کار درآورده سر دهند تا به آسانی بگیرد. ( برهان ). حمله نمودن و اندازه کردن بحری و شاهین شکاری بجانب شکار خود. ( انجمن آرا ). || گریز و گریختن و بعربی فرار گویند. ( برهان ). گریز و فرار. ( انجمن آرا ) ( آنندراج ). || ستون ( پهلوی «ستونک » ). بمعنی تنه درخت است. رجوع کنید به ستون. ( حاشیه برهان قاطعچ معین ). موجه آب. ( برهان ) ( آنندراج ):
دریای دیده را چو بشوید غمت ازآن
تا سقف آسمان برسد هر ستونه ای.زکی مراغه ای ( از رشیدی ).- ستونه آسیا؛ محور. میخی که آسیا و چرخ بر آن میگردد. قطب. قطبه. ( منتهی الارب ).
(سُ نِ یا نَ ) [ په. ] ۱ - ستون. ۲ - حمله و گریز در مسیری مستقیم و ستون مانند.
۱. ستون مانند.
۲. (اسم مصدر ) حرکت و حمله یا گریز به خط مستقیم و ستون مانند.
ستون.
حمله و گریز در مسیری مستقیم و ستون مانند.
💡 در سالهای بعد، بیندا مربی تیم ملی ایتالیا شد. تحت مربیگری او فائوستو کوپی، جینو بارتالی و گاستونه ننچینی برندهٔ تور دو فرانس شدند.
💡 چو اوتاد در سجده افتاد سقف چو ابدال گشته ستونها دوتا
💡 استونهاون شهری در اسکاتلند است. این شهر در منطقه ابردینشیر در شمال شرق این کشور قرار گرفته است و جمعیت آن حدود یازده هزار نفر است. این شهر در 24 کیلومتری ابردین قرار گرفته است.
💡 نردهها، سرستونهای منقش، ارسیها و پنجرهها همه آثاری هنری هستند و تزئینات در شکلگیری معماری زیبای این روستا نقش بسیار مهمی دارد.
💡 به کرده ستونها بزرگ آهنین سر اندر هوا و بن اندر زمین
💡 اتاق و ایوان از سفال و ستونها نمایی از سنگ دارند. داخل بقعه تاریک است و این امر بر حالت عرفانی و روحانی آن میافزاید.