سافل. [ ف ِ ] ( ع ص،اِ ) فرود و پست. ( منتهی الارب ) ( غیاث ) ( آنندراج ). نقیض عالی. ( منتهی الارب ) ( قطر المحیط ). پائین. نقیض بالا: فجعلنا عالیها سافلها و امطرنا علیهم حجارة من سجیل. ( قرآن 15 / 74 و نظیر آن در سوره 11 آیه 82 ).
آیت عالیها سافلها خواند ملک
که شد از لشکر منصور ملک فتح مبین.سوزنی.|| مردم فرومایه. ( غیاث ) ( آنندراج ). مرد فرومایه. ( منتهی الارب ) ( استینگاس ). || دنی. دانی. دون. سفله. ناکس. بی سر و پا.
(فِ ) [ ع. ] (ص. ) ۱ - فرود، پایین. ۲ - فرومایه، پست. جِ سفله.
۱. پایین، فرود، نشیب.
۲. پست، فرومایه، زبون.
پایین، فرود، نشیب، پست، فرومایه زبون، سفله
( صفت ) ۱ - فرود پست پایین مقابل عالی بالا بلند. ۲ - مردم فرومایه دنی دون سفله جمع سفله و سفال و سافلین. یا انوار سافل ( سافله ) انوار متکائفه مقابل انوار عالیه. یا موجودات سافل ( سافله ) طبیعیات.
فرود، پایین.
فرومایه، پست. جِ سفله.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 از عدم سافلتری چون می ندید لاجرم بیخود بسوی آن دوید
💡 آیت عالیها سافلها خواند ملک که شد از لشکر منصور ملک فتح مبین
💡 آبای عالی تو بود کور شب پرک ابنای سافل تو هم از جنس سفلگان
💡 زانک این نوری که اندر سافل است نیست دایم روز و شب او آفل است
💡 هر چه غالی به پیش توبی قدر هرچه عالی به نزدتو سافل
💡 سپهر منزلتا! نردبان فضل ترا فرازم طارم اعلاست پایهٔ سافل