زلفی

زلفی

لغت نامه دهخدا

زلفی. [ زُ فا ] ( ع اِ ) مؤنث زلف ( پاره ای از شب... ): و زلفی من اللیل کحبلی و الالف للتأنیث. ( منتهی الارب ). || ( اِمص ) نزدیکی. ( ترجمان القرآن ) ( دهار ). نزدیکی و منزلت و منه قوله تعالی: و لا اولادکم بالتی تقربکم عندنا زلفی. و هی اسم المصدر؛ ای تقربکم عندنا ازدلافاً. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ) ( ناظم الاطباء ) ( از اقرب الموارد ): فغفرنا له ُ ذلک و اِن له ُ عندنا لزلفی و حسن مآب. ( قرآن 24/38 ).

فرهنگ فارسی

نزدیکی

دانشنامه عمومی

شهر زلفی ( به عربی: الزلفی ) در استان ریاض در کشور عربستان واقع شده است. جمعیت این شهر ۵۲٫۲۰۹ نفر است.

جمله سازی با زلفی

💡 حال مسکین دل ما را تو چه پرسی آخر حال او چون سر زلفین تو شد شوریده

💡 شب تا سحر از سلسله جنبانی زلفی در کوچه زخمم گذرد قافله مشک

💡 دوش بی شمع جمالت بزم عیش افروختم عود وش از یاد زلفینت بر آتش سوختم

💡 گم شد دل مسکین من خسته عجب نیست گر در سر زلفین تو در بند نباشد

💡 جفت زلفین بدر آن انگله و گوی بود بخیها جمله در آن باب مثال مسمار

دودول یعنی چه؟
دودول یعنی چه؟
دپارتمان یعنی چه؟
دپارتمان یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز