زاکی
لغت نامه دهخدا
زاکی. ( ع ص ) نامی. رشد و نمو کننده: علی الحسب الزاکی الرفیع شفیق. ( اقرب الموارد ). || آنکه در رفاه و نعمت بسر برد. ( اقرب الموارد ). || مرد پاکیزه و نیکو. ( منتهی الارب ).
زاکی. ( ع ص ) از زکو، پاکیزه و نیکو. ( اقرب الموارد ):
صبا عبیرفشان گشت ساقیا برخیز
و هات شمسةَ کرم مطیّب زاکی.حافظ.
زاکی. ( اِخ ) ابن کامل قطیفی مکنی به ابوالفضائل و ملقب به اسیرالهوی و مهذب هبتی شاعر متوفی 546 هَ. ق. است. وی شاعری رقیق الشعر، ادیب و فاضل بود. و این چند بیت نمونه ای از اشعار اوست:
عیناک لحظهما امضی من القدر
و مهجتی منهما اضحت علی خطر
یا احسن الناس لولا انت ابخلهم
ماذا یضرک لو متعت بالنظر.
در قصیده ای دیگر گوید:
عجبت من جفنه بالضعف منتصراً
علی القلوب و یقوی و هو منکسر
شهود صدق غرامی فیک اربعة
الوجد و الدمع و الاسقام و السهر.
( از معجم الادباء ج 11 صص 151 - 153 ).
فرهنگ معین
[ ع. ] (اِفا. ) ۱ - پاکیزه و نیکو. ۲ - کسی که در رفاه و نعمت به سر برد. ۳ - نمو کننده.
فرهنگ عمید
پاکیزه و نیکو.
فرهنگ فارسی
( اسم ) ۱ - مرد پاکیزه و نیکو. ۲ - آنکه در رفاه و نعمت بسر برد. ۳ - رشد و نمو کرده.
از ( زکو ) پاکیزه و نیکو
جمله سازی با زاکی
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 رو عالم اکبر جو زود عشق مطهر جو یعنی که علی عالی کامد زکی و زاکی
💡 نویسنده یونانی، نیکوس کازانتزاکیس، به دلیل احساس قرابت روحی با ال گرکو، عنوان خودزندگی نامه خود را گزارشهایی به ال گرکو گذاشت.
💡 از باشگاههایی که در آن بازی کردهاست میتوان به باشگاه فوتبال کونسادول ساپورو و باشگاه فوتبال کاوازاکی فرونتال اشاره کرد.
💡 این دارو در درمان سندروم کاوازاکی در کودکان نیز کاربرد دارد.
💡 اگر پاکی و ناپاکی مرو زین خانهای زاکی گناهی نیست در عالم تو را ای بنده چون رفتن