زائر

زائر به فردی اطلاق می‌شود که به منظور سفر به یک مکان مقدس دینی یا مذهبی در حال حرکت است. این سفر معمولاً به صورت پیاده انجام می‌شود و از اهمیت ویژه‌ای برای پیروان آن مذهب برخوردار است. مفهوم این واژه و زیارت در بسیاری از ادیان، از جمله ادیان مصر باستان، ایران در دوره میترایی، هند، چین و ژاپن رایج بوده است. زائران سکولار نیز در برخی رژیم‌های کمونیستی وجود دارند. این زائران که به شدت سکولار هستند، از مکان‌هایی مانند آرامگاه لنین، آرامگاه مائو زدونگ یا محل تولد کارل مارکس بازدید می‌کنند. این نوع زائران گاهی اوقات تحت حمایت دولت قرار داشته‌اند.

مترادف‌ها

زیارت‌کننده

فرهنگ عمید

۱. کسی که به زیارت مکان های مقدس می رود.
۲. [قدیمی] زیارت کننده، دیدارکننده.

فرهنگ فارسی

( اسم ) زیارت کننده دیدار کننده جمع زوار زایرین.

فرهنگستان زبان و ادب

{pilgrim, religious traveller} [گردشگری و جهانگردی] فردی که به زیارت اماکن مقدس می رود

جمله سازی با زائر

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 شاعران گنج و درم بود زو در هر زمین زائران کان گهر دارند زو در هر مکان

💡 زائر کند از جود کفش زرین زیور تیغش کند از خون عدو میدان الوان

💡 هر سال هزاران زائر از نقاط مختلف جهان برای انجام مناسک مذهبی و زیارت اماکن مقدس به این شهر بسیار قدیمی و باستانی سفر می‌کنند.

💡 جمعیت زیادی از زائران در مقابل دروازه اصلی حرم ایستاده بودند و با شور و اشتیاق فراوان منتظر آغاز مراسم زیارت خود بودند.

💡 برای رفاه حال زائرانی که از راه دور می‌آیند، دولت امکانات رفاهی و اقامتی بسیار خوبی در اطراف منطقه زیارتی فراهم کرده است.

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران