فرهنگستان زبان و ادب
{dentate, toothed, notched} [زیست شناسی- علوم گیاهی] 1. در مفهوم عام، ویژگی برگی که حاشیۀ آن دندانه دندانه باشد 2. در مفهوم خاص، ویژگی برگی که حاشیۀ آن دندانه های تیز و بیرون زده داشته باشد
{dentate, toothed, notched} [زیست شناسی- علوم گیاهی] 1. در مفهوم عام، ویژگی برگی که حاشیۀ آن دندانه دندانه باشد 2. در مفهوم خاص، ویژگی برگی که حاشیۀ آن دندانه های تیز و بیرون زده داشته باشد
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 چون چشمهای مور شده حلقههای دِرْعْ پیکانهای تیز چو دندانهای مار
💡 به ناخنها و دندانهای چون تیر نکرده شاه میمون هیچ تقصیر
💡 ریخت دندانهای سگ چون پیر شد ترک مردم کرد و سرگینگیر شد
💡 از گزیدنهای رشک ابروی چینپرورت بر زبان پیداست دندانهای جوهر تیغ را
💡 بشکن اگر مقابله با حضرتت کند دندانهای خسرو صاحبقران چرخ