دست نخورده
دست نخورده به معنای حفظشده و سالم است، به گونهای که هیچ تغییری در آن ایجاد نشده باشد. این اصطلاح معمولاً به موادی اشاره دارد که به صورت بکر و بدون آسیب باقی ماندهاند. همچنین، این واژه میتواند به مفهوم دوشیزگی یا عدم آلودگی به کار رود. در واقع، دست نخورده بودن به معنای حفظ اصالت و ویژگیهای اولیه است، به طوری که هیچ گونه دخل و تصرفی در آن صورت نگرفته باشد. این مفهوم در فرهنگ و ادبیات نیز به وضوح دیده میشود و نشاندهنده پاکیزگی و خلوص میباشد. در زندگی روزمره، ممکن است به اشیاء، مکانها یا حتی روابط انسانی اشاره کند که در شرایط اولیه و طبیعی خود باقی ماندهاند و تحت تأثیر تغییرات یا آسیبها قرار نگرفتهاند.
مترادفها
بکر، اصلی، خالص
متضادها
دستخورده، تغییریافته، مخدوش، آلوده
لغت نامه دهخدا
دست نخورده. [ دَ ن َ خوَرْ / خُرْ دَ / دِ ] ( ن مف مرکب ) سالم. چنانکه نهاده باشند. || بکر. دوشیزه. به مهر.
فرهنگ فارسی
دست نخورده بکر سربمهر.
سالم. چنانکه نهاده باشند
ویکی واژه
intatto
intero
جمله سازی با دست نخورده
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 این روستا یکی از روستاهای بکر و دارای طبیعتی دست نخورده میباشد.
💡 این منطقه جنگلی به دلیل دوری از شهرنشینی، همچنان به صورت دست نخورده باقی مانده و زیباییهای طبیعی خود را به خوبی حفظ کرده است.
💡 مقتنیان آثار باستانی همیشه به دنبال قطعاتی هستند که در شرایط دست نخورده و بدون هیچگونه آسیب، از دوران گذشته باقی مانده باشند.
💡 طبیعت بکر این روستا، با مناظر دست نخورده خود، گردشگران زیادی را جذب میکند که به دنبال آرامش و دور شدن از هیاهوی شهر هستند.