لغت نامه دهخدا
درمل. [ دُ م ُ ] ( اِ ) غله را گویند که هنوز خوب نرسیده باشد و آنرا بریان کنند و خورند. ( برهان ). دلمل. و رجوع به دلمل شود.
درمل. [ دُ م ُ ] ( اِ ) غله را گویند که هنوز خوب نرسیده باشد و آنرا بریان کنند و خورند. ( برهان ). دلمل. و رجوع به دلمل شود.
(دُ مُ ) (اِ. ) نک دُلمُل.
= دلمل
( اسم ) غله نارس نخود و لوبیا و مانند آنها که نرسیده باشد و آنرا بریان کنند و بخورند.
غله را گویند که هنوز خوب نرسیده باشد و آنرا بریان کنند و خورند
دِرِمِل یک شرکت آمریکایی سازنده ابزار قدرتی است که به ویژه برای ساخت ابزار چرخشی ( روتاری ) مشهور است. این ابزار توسط آلبریت جی. درمل، که شرکت درمل را در سال ۱۹۳۲ در ویسکانسین آمریکا پایه گذاشت، گسترش پیدا کرد. شرکت بوش، در سال ۱۹۹۳ شرکت درمل را خرید و امروز این شرکت بخشی از شرکت ابزارسازی بوش در ایلینوی آمریکاست.
نک دُلمُل.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 گر کرده ام گناهی درملک چون تو شاهی حدم بزن ولیکن از حد مبر جفا را
💡 کی توان از خلق پنهان گشتن آنگه درملا مشعله در دست و مشک اندر گریبان داشتن
💡 دیدهها باز است و اسباب تماشا مغتنم لیکدرملک خرد جز جنس غفلت یاب نیست
💡 اتابک زارعی (زادهٔ مارس ۱۹۹۷) یک بازیکن فوتبال اهل ایران است که در باشگاه فوتبال چادرملو بازی میکند.
💡 سید سجاد آقایی (زادهٔ ۲۸ اسفند ۱۳۷۷) بازیکن فوتبال اهل ایران است که در پست مهاجم در باشگاه فوتبال چادرملو بازی میکند.