خیده

لغت نامه دهخدا

خیده. [ دَ / دِ ] ( ن مف ) کج شده. خمیده. خم گردیده. ( ناظم الاطباء ):
الا تا ماه نوخیده کمان است
سپر گردد مه داه و چهارا.ابوشکوربلخی. || حلاجی شده. ( ناظم الاطباء ):
جهان آتش وجودت پشم خیده
نمانده پشم ز آتش آرمیده.عطار ( از آنندراج ).

فرهنگ معین

(دِ ) (ص مف. ) خمیده.

فرهنگ عمید

۱. کج، خمیده، خم شده: الا تا ماه نو خیده کمان است / سپر گردد مه داه و چهارا (ابوشکور:شاعران بی دیوان: ۸۳ ).
۲. ویژگی پشم و پنبۀ زده شده: وجود آتش، جهان چون پشم خیده / نمانده پشم و آتش آرمیده (عطار۱: ۱۵۵ ).

فرهنگ فارسی

( اسم ) خم شده مایل.

ویکی واژه

خمیده.

جمله سازی با خیده

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 پمپ‌هایی که با انرژی باد چرخیده و آب را از محلی به محل دیگر منتقل می‌کردند از قرن نهم میلادی در ایران، افغانستان و پاکستان استفاده می‌شدند.

💡 این قمر به گروه اننکه تعلق دارد و عقیده بر این است که از باقیمانده‌های سیارکی است که به دور خورشید می‌چرخیده است.

💡 رمز را پرخیده میدان واپرخیده صریح همچنین جفت واجفت آمد بمعنی زوج و فرد

💡 چون بگردد پای او از پایدان خود شکوخیده بماند هم چنان

💡 اثر کر مگنتو اپتیکی، پدیده‌ای است که نور از یک ماده مغناطیده که دارای یک صفحه قطبش به‌طور جزئی چرخیده می‌باشد بازتاب می‌کند. آن مشابه با اثر فارادی است که صفحه قطبش نور عبوری چرخانده می‌شود.

💡 دل از شرهٔ نفس تو در پای فتاده است هر چند درین واقعه مردانه چخیده است

کس ننه یعنی چه؟
کس ننه یعنی چه؟
قرین رحمت یعنی چه؟
قرین رحمت یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز