«پایدان» واژهای فارسی است که در متون کهن و محلی به کفش یا نوعی پایافزار اشاره دارد و کاربرد آن در گذشته در میان مردم رایج بوده است. این کلمه به طور مشخص به کفشی اشاره دارد که برای محافظت پاها و سهولت در راه رفتن طراحی شده است و معمولاً از جنس چرم یا پارچههای محکم ساخته میشود. «پایدان» در کاربرد تاریخی بیشتر به کفشهای محکم و مناسب برای پیادهروی یا کارهای روزمره اطلاق میشده و نشاندهنده اهمیت حفاظت پا در زندگی روزمره بوده است. در ادبیات کهن فارسی، واژه «پایدان» گاهی به صورت استعاری نیز به کار رفته و نمادی از استقامت، ایستادگی و حرکت محکم در مسیر زندگی بوده است. این کفشها معمولاً ساده، مقاوم و بدون تزئینات زیاد بودهاند و هدف اصلی آنها راحتی و دوام برای استفاده طولانیمدت بوده است. واژه «پایدان» در زبان امروز کمتر شنیده میشود، اما در متون تاریخی و ادبی کاربرد فراوان دارد و جایگاه فرهنگی و تاریخی خود را حفظ کرده است.
پایدان
لغت نامه دهخدا
پایدان. ( اِ مرکب ) کفش. ( شعوری ):
چون بگردد پای او از پایدان
آشکوخیده بماند همچنان.رودکی.
فرهنگ معین
(اِمر. ) کفش.
فرهنگ عمید
= پاافزار
فرهنگ فارسی
( اسم ) کفش.
ویکی واژه
کفش.
جمله سازی با پایدان
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 پایدان پاره پای آبله شد معده از رنج جوع در گله شد