خوش بین. [ خوَش ْ / خُش ْ ] ( نف مرکب ) آنکه همیشه به همه کار با نظر خوب نگرد. مقابل بدبین. آنکه وجهه خوب امری مورد توجه اوست. آنکه نظر خوش بقضیه و واقعه دارد. ( یادداشت مؤلف ): مردی خوش بین با آدمی بدبین باده می پیمائیدند، چون شیشه به نصف رسید خوش بین بدبین را گفت نصف شیشه پر است و بدبین خوش بین را جواب داد آری نصف آن خالی است. ( یادداشت مؤلف ).
( ~. )(ص فا. ) کسی که به سرنوشت و پیش آمدها بدگمان نباشد.
ویژگی کسی که به جنبه های مثبت امور می نگرد، امیدوار.
( صفت ) ۱ - آنکه بنظر نیک در امور مینگرد مقابل بد بین. ۲ - آنکه جهان آفرینش را پر از لطف و صفا می بیند مقابل بد بین.
{optimist} [روان شناسی] فرد دارای نگرش خوش بینی
کسی که به سرنوشت و پیش آمدها بدگمان نباشد.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 به بیداری شود بیشبهه از صورتگری غافل اگر در خواب خوش بیند، شبی مانی خیالش را
💡 در باطل و معدوم خوش بینم وجود حق عیان در حادث و موهوم خوش بینم رخ شاه قدم
💡 به یاد آن قامتم از دیدن شمشاد میآید به هر جا روی خوش بینم رخ او یاد میآید
💡 خیال نقش رویت را چو من در خواب خوش بینم روا باشد اگر سازم درون دیده جای تو
💡 خیال چشم مستش را اگر در خواب خوش بینی عجب دارم که برداری سر از مستی و مستوری