یگانگی

کلمه‌ی «یگانگی» در زبان فارسی به معنای وحدت، یک‌پارچگی و هماهنگی عمیق میان عناصر، افراد یا مفاهیمی است که در ظاهر ممکن است جدا از هم باشند اما در سطحی بنیادین به‌صورت یک کل هم‌بسته و یک‌دست عمل می‌کنند؛ به این معنا که مرزهای جدایی کم‌رنگ می‌شود و نوعی هم‌سویی در هدف، ماهیت یا هویت شکل می‌گیرد. این واژه در حوزه‌های فلسفی، عرفانی و اجتماعی کاربرد گسترده دارد و اغلب برای توصیف حالتی به‌کار می‌رود که در آن چندگانگی جای خود را به یک نیروی متحد و مشترک می‌دهد و از دل آن انسجام، همدلی یا معنا پدید می‌آید. یگانگی می‌تواند در روابط انسانی به معنی پیوند عاطفی و فکری میان افراد باشد، جایی که اراده‌ها و احساس‌ها به سمت یک هدف مشترک جهت می‌گیرند و جریان تعامل را تقویت می‌کنند. در عرصه‌های فکری و هنری نیز این مفهوم نشان‌دهنده هم‌آوایی عناصر سازنده یک اثر یا یک منظومه فکری است که بدون گسستگی در کنار هم قرار گرفته‌اند و یک معنا یا روایت یک‌پارچه خلق کرده‌اند. از منظر معنایی، یگانگی برخلاف پراکندگی و چندپارگی، بر یک‌دلی، هماهنگی و اتصال استوار است و به همین دلیل در بسیاری از گفتمان‌ها نشانه‌ای از بلوغ، عمق و استواری به شمار می‌آید.

لغت نامه دهخدا

یگانگی. [ ی َ/ ی ِ ن َ / ن ِ ] ( حامص مرکب ) وحدت. یکتایی: وصیت کنم شما را که خدای عز ذکره را به یگانگی شناسید. ( تاریخ بیهقی ). || اتحاد. صمیمیت. خلوص. یکرنگی: بزرگ عیبی بود که این محمود به یگانگی از سرا بجست. ( تاریخ بیهقی چ ادیب ص 656 ).
درصفت یگانگی آن صف چارگانه را
بنده سه ضربه می زند در دو زبان شاعری.خاقانی.ای سایه نور چشمی و ای ناله انس دل
کاندر یگانگی چو شمایی نیافتم.خاقانی.برخلاف انتظاری که می رفت یگانگی حاصل نشد.( ایران باستان ج 1 ص 334 ). || بی نظیری. بی همتایی.

فرهنگ معین

(یَ نَ ) (حامص. ) وحدت، یکتایی.

فرهنگ عمید

۱. یگانه بودن، یکتایی.
۲. دوستی.
۳. اتحاد، پیوستگی.

فرهنگ فارسی

۱- وحدت یکتایی.۲- بی نظیرربی همتایی

ویکی واژه

unità
وحدت، یکتایی.