لغت نامه دهخدا
یملک. [ ی ِ ل ِ ] ( ترکی، اِ ) اِآطریلال. ( یادداشت مؤلف ). || ترکی شنگ است. یملیک. رجوع به یملیک و شنگ شود.
یملک. [ ی ِ ل ِ ] ( ترکی، اِ ) اِآطریلال. ( یادداشت مؤلف ). || ترکی شنگ است. یملیک. رجوع به یملیک و شنگ شود.
آطریلال به ترکی شنگ است یملیک
[ویکی الکتاب] معنی یَمْلِکُ: مالک است - اختیار و قدرت دارد (عبارت "فَمَن یَمْلِکُ لَکُم مِّنَ ﭐللَّهِ شَیْئاً إِنْ أَرَادَ بِکُمْ ضَرّاً أَوْ أَرَادَ بِکُمْ نَفْعاً" یعنی: اگر خدا بخواهد گرفتارتان کند و یا سودی برایتان بخواهد کیست که چنین اختیار و قدرتی را دارا باشد که جلو آن ر...
معنی لَا یَمْلِکُ: مالک نیست
ریشه کلمه:
ملک (۲۰۶ بار)
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 برای ورود به مجلس سنا کسانی واجد شرایط هستند که رسماً در استان یا ایالتی که نماینده آن منصوب شدهاند اقامت کنند. هرچند ممکن است این معیار به لحاظ تاریخی کاملاً بیرحمانه تفسیر شود اما همه مایملک و دارایی و زمین و خانه و… به عنوان محل اقامت اصلی سناتور در نظر گرفته میشود.
💡 گفت با خالق آب این همه از آب مناز ایملک خویش مکش پیش مران بیش متاز