یغلا

لغت نامه دهخدا

یغلا. [ ی َ/ ی ُ ] ( اِ ) یغلاوی. تاوه ای که در آن چیزی بریان کنند. ( ناظم الاطباء ) ( آنندراج ) ( برهان ). به معنی یغلو باشد. ( فرهنگ جهانگیری ). و رجوع به یغلاوی و یغلو شود.

فرهنگ عمید

تابۀ کوچک دسته دار، روغن داغ کن.

فرهنگ فارسی

تابه کوچک دسته دار، روغن داغ کن، یغلاو، یغلاوی، یغلوی، یغلو، بخراسانی لغلاو، لغلاوی
یغلاوی تاوه ای که در آن چیزی بریان کنند

جمله سازی با یغلا

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 چون بر آرم نامش از لب، دود آهم در قفاست خواجه کی از خانه هرگز بیغلام آید برون؟!

💡 یا خلیلی خلیاً عن ملامی ن و حراً فی الصدر لا زال یغلا

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران