یال و کوپال
مترادفها
مو و پشم
فرهنگ معین
(لُ ) (اِمر. ) توش و توان، نیرو، زورمندی.
ویکی واژه
توش و توان، نیرو، زورمندی.
جمله سازی با یال و کوپال
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 بدین یال و کوپال غمگین مباش همی شاد میباش و پرکین مباش
💡 یال و کوپال من بهم شکنند استخوانم چو پشم و پنبه کنند
💡 ببین یال و کوپال یحیای راد که جوشد چو دریا شتابد چو باد
💡 بدان یال و کوپال و آن دست و پا که هرگز ندیده بدان سرگرا
💡 شد از گردش چرخم ار گوژپشت نگه کن بدین یال و کوپال و مشت
💡 بدان تا ببینند مردی من ازین یال و کوپال و گردی من
💡 آن حیوان وحشی با یال و کوپال پرپشت و ظاهری ترسناک، در میان درختان انبوه جنگل پنهان شده بود و به هیچکس توجه نمیکرد.
💡 او با آن یال و کوپال نامرتب و لباسهای پاره، به نظر میرسید که مدتهاست از دنیای مدرن و زندگی انسانی فاصله گرفته است.
💡 اسب اصیل در میان چمنزار میدوید و یال و کوپالش در باد به زیبایی تکان میخورد که منظرهای بسیار دیدنی و جذاب ایجاد کرده بود.