یادآوری کردن
مترادفها
یادآوری، تذکر
متضادها
فراموش کردن
لغت نامه دهخدا
( یادآوری کردن ) یادآوری کردن. [ وَ ک َ دَ ] ( مص مرکب ) تذکیر. تذکر دادن. به خاطر کسی آوردن چیزی را.
فرهنگ فارسی
( یاد آوری کردن ) تذکر دادن بخاطر کسی آوردن چیزی را
ویکی واژه
richiamare
ricordare
جمله سازی با یادآوری کردن
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 «شورای همبستگی پناهندگان در ترکیه» در بیانیهای، ضمن یادآوری کردن ترورهای منتقدان در گذشته، ترور ارسلان رضایی را نیز محکوم کرد.
💡 برخی از دلالها به رئیس بانک روس یادآوری کردند که میتوان این زمین و قبرستان را از علما خرید و ساختن بانک را در آنجا آغاز کرد. آنها نیز نزد شیخ فضلالله نوری رفتند.