گوشه دار. [ ش َ / ش ِ ] ( نف مرکب ) زاویه دار. ( ناظم الاطباء ). که گوشه دارد. که دارای گوشه است. || کنایه آمیز. طعن آمیز. آمیخته به طعن و کنایه: حرفهای گوشه دار. || گوشه نشین. منزوی. مقیم کنج عزلت:
که از گوشه داران در این گوشه کیست
که بر ماتم آرزوها گریست.نظامی ( شرفنامه ص 318 ).
( ~. ) (ص مر. ) ۱ - سخن همراه با طعنه و کنایه. ۲ - زاویه دار.
۱. آنچه گوشه یا زاویه دارد.
۲. [عامیانه، مجاز] سخن آمیخته به طعنه.
۳. [قدیمی، مجاز] گوشه نشین: که از گوشه داران در این گوشه کیست / که بر ماتم آرزوها گریست (نظامی۵: ۹۰۱ ).
( صفت ) ۱ - آنچه دارای گوشه است زاویه دار. ۲ - آمیخته بطعن و طنز کنایه آمیز. ۳ - گوشه نشین منزوی: که از گوشه داران درین گوشه کیست ? که بر ماتم آرزو ها گریست ? ( شرفنام. نظامی )
سخن همراه با طعنه و کنایه.
زاویه دار.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 تکیه بر جان رهی کن که ترا باد فدا چه کنی تکیه بر آن گوشه دار افزینا
💡 کی به فکر صائب بی آرزو خواهد فتاد؟ آن که در هر گوشه دارد آرزومند دگر
💡 سایهٔ سروی نشستستم که از هر گوشه دارد آب چشم مردم صاحب نظر آهنگ جویش
💡 تکیه بر جان رهی کن که ترا باد فدا چکنی تکیه بر آن گوشه دار افزبنا
💡 گوشه دارم نه چون کمان چون تیر گوش دارم، که مستمندم و پیر