گلیز. [ گ ِ ] ( اِ ) در مازندرانی گلز ( آب لزج دهن گاو ) ( فرهنگ نظام ). کردی غلز ( بزاق ). ( حاشیه برهان قاطع چ معین ). آبی و لعابی را گویند که از دهن انسان و حیوان برآید. ( برهان ) ( آنندراج ) ( فرهنگ رشیدی ):
غرق گشته تا بگردن در گلیز.سراج الدین راجی ( از آنندراج ).
(گِ ) (اِ. ) آب دهان، آب لزجی که از دهان انسان یا حیوان بیرون می ریزد.
آب لزج که از دهان انسان یا حیوان خارج شود، آب دهان، بزاق.
( اسم ) آبی لزج که از دهان انسان و حیوان بر آید: غرق گشته تا بگردن در گلیز.
آب دهان، آب لزجی که از دهان انسان یا حیوان بیرون میریزد.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 یاسی ما هست ای یار عزیز: حضرت جمبول یعنی انگلیز
💡 زنگو آنتونیو در طول زندگی خود حداقل سه نمایشگاه انفرادی داشت. اولین بار در سال ۱۹۳۵، و دومین بار در سال ۱۹۳۷، به مناسبت بیست و پنجمین سالگرد تأسیس آلبانی. او همچنین در نمایشگاههای گروهی مختلفی از جمله نمایشگاهی در نیویورک در سال ۱۹۳۹ شرکت کرد. در سال ۱۹۶۳ در دوسالانهٔ اسکندریه به آثاری را به نمایش گذاشت و دو مدال دریافت کرد. او همچنین در کنار پدرش کار کرد و چندین کلیسا را در زادگاهش، و در تیرانا و در جاهای دیگر در آلبانی نقاشی کرد. در سال ۱۹۶۴ کلیسای وانگلیزمو در تیرانا را نقاشی کرد.