گلچینی

لغت نامه دهخدا

گلچینی. [ گ ُ ] ( حامص مرکب ) انتخاب. به گزینی. گزیدن نیکوهای چیزی. اجتباء.، گل چینی. [ گ ُ ] ( اِخ ) دهی است از دهستان اسفیورد شوراب بخش مرکزی شهرستان ساری واقع در 2500گزی جنوب ساری و 2000گزی ایستگاه راه آهن. هوای آن معتدل و دارای 70 تن سکنه است. آب آن از رودخانه تجن و محصول آن برنج، غلات، پنبه، کنجد و صیفی است. شغل اهالی زراعت و راه آن مالرو است. ( از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 3 ).

فرهنگ عمید

چیدن گل، عمل گلچین.

فرهنگ فارسی

انتخاب برگزیدن.
دهی است از دهستان اسفیورد شوراب بخش مرکزی شهرستان ساری

جمله سازی با گلچینی

💡 نه خار در کف گلچین، ز جرم گلچینی؛ نه چین بحاجب حاجب، ز خلق دربانی

💡 باغبان خار ندامت به جگر می‌شکند برو ای گل که سزاوار همان گلچینی

💡 منصب گلچینی باغی ندارم، در تنم جامه را چون پوست، دامان گر نباشد گو مباش

💡 گلش مبو که نه شغلیش غیر گلچینیست غمش مخور که نه کاریش غیر خونخواریست

💡 چمن ساز بهار عشقم از شوقم مشو غافل به مژگان بایدم‌ گلچینی داغ جگر کردن

ملحوظ یعنی چه؟
ملحوظ یعنی چه؟
سرشک یعنی چه؟
سرشک یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز