لغت نامه دهخدا
زن پارسا چون گل پارسی
برون اوفتاده ز پرده سرا.کمال الدین اسماعیل.
گل پارسی. [ گ ِ ل ِ ] ( ترکیب وصفی، اِ مرکب ) گلی است که زنان سر بدان شویند و درد شش را نافع است و بعربی طین فارسی خوانند. ( برهان ): بگیرند گل مختوم پنج درم، گل قبرسی پانزده درم، گل ارمنی... دو درم... و گل پارسی سه درم. ( ذخیره خوارزمشاهی ).