لغت نامه دهخدا
گساری. [ گ ُ ] ( حامص ) عمل نوشیدن می و غیره. وبصورت ترکیب با غم و می آید. رجوع به گساردن شود.
گساری. [ گ ُ ] ( حامص ) عمل نوشیدن می و غیره. وبصورت ترکیب با غم و می آید. رجوع به گساردن شود.
عمل نوشیدن می
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 به فرزند شادی ز پیری پر انده تو را هم غم الفنج و هم غمگساری
💡 به جایش غمگساری دارم و او به جای من ندارد غمگساری
💡 ز پشت جهان هر نفس عاشقان را غم آید ولی غمگساری نیاید
💡 مرا دل برده است از دست یاری چه یاری گرم مهری غمگساری
💡 بفشار به غم تو دزد خود را غم نیست چو هم تو غمگساری