فرهنگ معین
(گَ. کُ ) (اِ. ) ۱ - وسیله ای که برای گرم کردن به کار می رود. ۲ - لباس کشباف نرم و ضخیم به صورت بلوز یا بلوز و شلوار.
(گَ. کُ ) (اِ. ) ۱ - وسیله ای که برای گرم کردن به کار می رود. ۲ - لباس کشباف نرم و ضخیم به صورت بلوز یا بلوز و شلوار.
وسیلهای که برای گرم کردن به کار میرود.
لباس کشباف نرم و ضخیم به صورت بلوز یا بلوز و شلوار.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 رخ ز باده سرخ کن گر زرد شد روی زمین خانه ز آتش گرم کن گر سرد شد طبع زمان
💡 آخر آغوش خیال از خویش خالیکردنست شیشهای داری دو روزی گرم کن جای پری
💡 گرم کن بزم طرب را که شب مشک فروش رخت سواد بدم سرد سحر گرد آورد
💡 در دل گداختیم تمنای خویش را شاید که ناله گرم کند جای خویش را
💡 گو برفروز چهره و بازار گرم کن اکنون که عاشق از سر سود و زیان گذشت