لغت نامه دهخدا
گردن شق. [ گ َ دَ ش َ ] ( ص مرکب ) گردنکش. متکبر. خودپسند. و رجوع به گردن شخ شود.
گردن شق. [ گ َ دَ ش َ ] ( ص مرکب ) گردنکش. متکبر. خودپسند. و رجوع به گردن شخ شود.
( ~. شَ ) (ص مر. ) = گردن شخ: کنایه از: مغرور، سرکش.
۱. شخص متکبر و مغرور.
۲. سرکش.
متکبر
گردن شخ: کنایه از: مغرور، سرکش.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 علم در مرگ سرداران عزادار به گردن شقهاش گردیده دستار