گردن افراز

لغت نامه دهخدا

گردن افراز. [ گ َ دَ اَ ] ( نف مرکب ) متکبر. خودپسند:
بازی کن و چابک و طرب ساز
مالیده سرین و گردن افراز.نظامی. || گردنکش:
در این سودا که با شمشیر تیز است
صلاح گردن افرازان گریز است.نظامی. || سربلند. نیرومند. قوی:
شبان آنچنان گردن افراز گشت
که آن پادشاهی بدو بازگشت.نظامی.

فرهنگ معین

(گَ دَ. اَ ) (ص فا. ) ۱ - متکبر، خودپسند. ۲ - گردنکش، عاصی. ۳ - نیرومند، قوی.

فرهنگ فارسی

( صفت ) ۱ - متکبر خودپسند: بازی کن و چابک و طرب ساز مالیده سرین و گردن افراز. ( نظامی ) ۲ - سربلند مفتخر. ۳ - گردنکش عاصی: درین سودا که با شمشیر تیز است صلاح گردن افرازان گریز است. ( نظامی ) ۴ - نیرومند قوی: شبان آن چنان گردن افراز گشت که آن پادشاهی بدو باز گشت. ( نظامی )

ویکی واژه

متکبر، خودپسند.
گردنکش، عاصی.
نیرومند، قوی.

جمله سازی با گردن افراز

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 درمن ار آتش زدی خندان شدم چون سوخته ور چو شمعم سر بریدی گردن افراز آمدم

💡 مآل تیغ زبان نیست غیر سربازی به زیر تیغ کنی چند گردن افرازی؟

💡 به عرض نیم نفس‌ کس چه‌ گردن افرازد حباب ما عرق انفعال پیدایی ‌ست

💡 گردن افرازی سرم را داشت دایم برسنان بدنیامد پیش من تا سر به پیش انداختم

💡 تا شوی در گردن افرازی نمایان چون هدف با لباس کاغذین از تیر باران سرمپیچ

💡 گردن افراز چو اشتر، و ز باد بانگ درگیرد هر دم چو درای

ورژن یعنی چه؟
ورژن یعنی چه؟
چوسی یعنی چه؟
چوسی یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز