گردمان

لغت نامه دهخدا

گردمان. [ ] ( اِخ ) نام موضعی از شروان. ( آنندراج ) ( غیاث ).

فرهنگستان زبان و ادب

{henge, henge monument} [باستان شناسی] محوطه ای آیینی و معمولاً مدور، محصور با چوب یا سنگ، مربوط به پیش ازتاریخ که گاه گرداگرد آن دیوار یا خندق و خاکریز وجود دارد

ویکی واژه

محوطه‌ای آیینی و معمولاً مدور، محصور با چوب یا سنگ، مربوط به پیش‌ازتاریخ که گاه گرداگرد آن دیوار یا خندق و خاکریز وجود دارد.

جمله سازی با گردمان

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 هم خلیفهٔ مصر و بغداد است هم فیض کفش دجله از سعدون و نیل از گردمان انگیخته

💡 پر دور گردماند ز غیرت غبار من دست بریدهٔ که به دامان یار بود

اورگیم یعنی چه؟
اورگیم یعنی چه؟
پوسی یعنی چه؟
پوسی یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز