گذرانه

فرهنگستان زبان و ادب

{transit charge} [مشترک حمل ونقل] عوارضی که از وسایل نقلیه برای عبور از کشوری به کشور دیگر دریافت شود

ویکی واژه

حق عبور، پول حق عبور، عوارض.

جمله سازی با گذرانه

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 قد تست همچو تیری که درون جان نشیند چو درون سینه من گذرانه ای در آید