گداختگی

لغت نامه دهخدا

گداختگی. [ گ ُ ت َ / ت ِ ] ( حامص ) عمل گداخته شدن. ذوب شدن.

فرهنگ فارسی

گداخته بودن مذاب بودن.

جمله سازی با گداختگی

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 از شیخ ابوعبدالرّحمن سُلَمی شنیدم که گفت اولیا را سؤال نبود فرومردگی بود و گداختگی و هم از وی شنیدم که نهایت اولیا بدایت پیغمبران بود.

💡 ز بس گداختگی در نظر نمی آیم مگر به موی میان کرده اند تصویرم

💡 دل را بسوز و درد نهان را دوا طلب چون شعله از گداختگی توتیا طلب

کص یعنی چه؟
کص یعنی چه؟
روزنه یعنی چه؟
روزنه یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز