گداختنی
مترادفها
ذوبپذیر
متضادها
ذوبناپذیر، گدازناپذیر
لغت نامه دهخدا
گداختنی. [ گ ُ ت َ ] ( ص لیاقت ) قابل گداختن. لایق ذوب.
فرهنگ فارسی
( صفت ) لایق گداختن شایست. ذوب.
جمله سازی با گداختنی
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 شیخ الاسلام گفت: کی او با جویندهٔ خود همراه است، و دست جویندهٔ خود گرفته، در طلب خود مینازاند. و گفت: او را بطلب نیابند اما طالب یابد تاش نیاوید طلب نکند. و گفت: ارمن به جستن تو یافتند من در حسرت تو بگداختنید.
💡 این فلز خاص دارای ویژگی گداختنی بسیار بالایی است، به طوری که در دمای نسبتاً پایین میتواند به راحتی به حالت مایع تبدیل شود.
💡 برای ساخت ظروف ظریف و هنری، هنرمندان از مواد با درجه گداختنی مناسب استفاده میکنند تا بتوانند آنها را در قالبهای دلخواه شکل دهند.
💡 در صنایع دستی، شناخت ویژگیهای گداختنی مواد اولیه برای کنترل کیفیت نهایی محصول و جلوگیری از شکستگی در فرآیند تولید بسیار حیاتی است.