لغت نامه دهخدا
گارس. ( اِ ) قسمی جامه. قسمی پارچه سخت لطیف ( در تداول عامه ). رجوع به گاز شود.
گارس. ( اِ ) قسمی جامه. قسمی پارچه سخت لطیف ( در تداول عامه ). رجوع به گاز شود.
( اسم ) پارچه ایست لطیف
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 سینه ها را باده گلگون گلستان می کند دیده را از دیدن گلها نگارستان کنید
💡 آتش ما یادگارست از گلستان خلیل در دل هر اخگرش یابی گلستان دگر
💡 او به همراه آلفرد گارسیا نماینده اسپانیا در یوروویژن ۲۰۱۸ بود.
💡 چه غم از کشتن عشاق فگارست ترا؟ که می بی غمی از خون شکارست ترا
💡 من ازین روزه فگارستم و میترسم چون دل من دل تو نیز فگار آید