کیفی

این کلمه در فارسی معانی متعددی دارد و کاربرد آن بسته به زمینه متفاوت است. اولین معنی، کیفی مقابل کمی است و به مسائلی اشاره دارد که به کیفيت و ماهیت مربوط می‌شوند، نه مقدار یا عدد. دومین معنی آن، به معنای مست و مخمور است و به هر چیزی اشاره دارد که موجب نشئه یا مستی شود، مانند نوشیدنی‌های الکلی یا داروهای مست‌کننده. سومین معنی، مربوط به شکل یا قالب کیف است، یعنی چیزی که دارای شکل کیف باشد. در این معنا، «کیفی» می‌تواند به وسایلی اطلاق شود که قابل قرار گرفتن در کیف یا حمل با کیف باشند. کاربرد واژه در متون فلسفی، علمی و ادبی بیشتر به معنای کیفی و مربوط به کیفیت است و در متون محاوره‌ای و روزمره ممکن است به معنی مستی نیز به کار رود. توجه به سیاق جمله و متن برای درک دقیق معنای آن ضروری است، زیرا بار معنایی آن می‌تواند کاملاً متفاوت باشد.

لغت نامه دهخدا

کیفی. [ ک َ / ک ِ ] ( ص نسبی ) منسوب به کیف. چونی.مقابل کَمّی. ( از یادداشت به خط مرحوم دهخدا ). || مأخوذ از تازی، مست و مخمور. || هر چیزی که مستی آورد و نشئه دهد. ( ناظم الاطباء ).
کیفی. [ ] ( اِخ ) حصن کیفی، قلعه ای است میان آمِد و جزیره ابن عمر. ( منتهی الارب ): سلطان جنید از اردبیل با بسیاری ازاهل ارادت طریق مسافرت اختیار نموده به جانب دیاربکر نهضت فرمود و چون حصن کیفی که به حصن کیف اشتهار یافته از یمن مقدم همایونش غیرت افزای گنبد گردون شد... ( حبیب السیر چ خیام ج 4 ص 425 ). چون خبر آن [ حرکت شاه اسماعیل صفوی ] به سمع الوند رسید عنان تمکن و ثبات از دست داده متوجه کیفی گردید و از کیفی نیز راه گریز پیش گرفته. ( حبیب السیر چ خیام ج 4 ص 469 ).
کیفی. [ ک َ / ک ِ ] ( اِخ ) معروف به نومسلمان. از شاعران قرن یازدهم هجری است. در سبزوار متولد گردید و به سیستان مهاجرت کرد و از دین یهود به اسلام مشرف شد. صاحب تذکره میخانه به سال 1025 هَ. ق. وی را در لاهور ملاقات کرده است. مثنویی در بحر مثنوی مولوی سروده و آن را آگاهنامه نامیده است. وی از ملازمان شاهزاده خرم شاهجهان در هند بوده است. از اشعار اوست:
چون نگریم کز عدم با نامرادیهای بخت
غافلم آورده اند و باز غافل می برند.
رجوع به تذکره میخانه ص 876 و تذکره عرفات العاشقین و فرهنگ سخنوران شود.

فرهنگ معین

(کِ یا کَ ) (ص. ) ۱ - دارای شکل کیف. ۲ - قابل گذاشتن در کیف.

فرهنگ فارسی

منسوب به کیف ٠ چونی مقابل کمی ٠ یا ماخوذ از تازی مست و مخمور یا هر چیزی که مستی آورد و نشئه دهد ٠

ویکی واژه

دارای شکل کیف.
قابل گذاشتن در کیف.

جمله سازی با کیفی

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 از شراب عاشقی، کیفیتی دارد مگر؟ شعله کز یک جرعه بیخود می کند پروانه را

💡 دهد کیفیت می،‌ گفته میلی بحمداللّه که در بزم بهشت آیین شاه کامیاب است این

کس ننه یعنی چه؟
کس ننه یعنی چه؟
اگزجره یعنی چه؟
اگزجره یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز