فرهنگ معین
( ~. ) (ص مر. ) بد معامله، متقلب.
( ~. ) (ص مر. ) بد معامله، متقلب.
بد معامله، متقلب.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 سر سربازی و یا صاحب حالی باشد زلف چوگان وش کژباز تو گویی که زند
💡 این تعلق به تو دارد سر رشته مگذار کژ مباز ای کژ کژباز مکن تا نکنم
💡 چو کژبازست با تو چرخ گردان بنه رگ راست گردن را چو مردان
💡 زلف کژباز تو بابنده به صد بوالعجبی پیش می آید هر لحظه و پس می گردد
💡 منگر از خود در من ای کژباز تو تا یکی تو را نبینی تو دوتو