لغت نامه دهخدا
کوچ نشین. [ ن ِ ]( نف مرکب ) کوچ نشیننده. مهاجر. مستعمره نشین. || ( اِ مرکب ) محل کوچ. مرکز مهاجرت. مستعمره. ( فرهنگ فارسی معین ). کلنی.
کوچ نشین. [ ن ِ ]( نف مرکب ) کوچ نشیننده. مهاجر. مستعمره نشین. || ( اِ مرکب ) محل کوچ. مرکز مهاجرت. مستعمره. ( فرهنگ فارسی معین ). کلنی.
(نِ ) [ تر - فا. ] ۱ - (ص فا. ) مهاجر. ۲ - (اِمر. ) محل کوچ، مرکز مهاجرت.
۱. آن که از وطن خود به شهر دیگر کوچ کرده و در آنجا مسکن گزیده.
۲. مٲوی و مسکن عده ای که از وطن خود کوچ کرده اند.
۱ - ( صفت ) مهاجر مستعمره نشین: کلاه کوچ نشینان انگلیسی بیش از همه پس معرکه بود. ۲ - ( اسم ) محل کوچ مرکز مهاجرت مستعمره: در آن روزگار اتباع انگلیسی که در کوچ نشینهای خارج از کشور زندگی میکردند از امتیازات و حقوق بسیاری محروم بودند....
کوچنشین
آنکه یا آنانکه مسکن دائمی ندارند و معمولاً در اوقات مشخصی از سال از جایی بجایی کوچ میکنند، چادرنشین.
جایی که به آنجا کوچ میکنند. اقامتگاه موقت. مهاجر، مهاجرت. محل کوچ، مرکز مهاجرت[۱].
↑ کتیبه رباطک که خودِ کوشانشاه آن را نوشته است، به روشنی گویایِ آن است که کوشانیان ایرانی و زبانِ آنها آریایی بوده است و حتی پیش از کشفِ کتیبه نیز چندین نوشته از کوشانیان برجای مانده بود که تاییدی بر آریایی بودنِ آنهاست. و این یعنی خط بطلانی بر خودمغول پنداران.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 تا قبل از سال ۱۳۰۷ که مدارس عشایری مدرن دولتی در قالب دارالتربیه عشایری احداث شود، سواد آموزی مدرن در بین کوچ نشینان رواج نداشت بلکه سواد آموزی به شکل سنتی بود. بدین صورت که افراد ثروتمند از یک ملا یا میرزا دعوت میکردند که به فرزندان آنان سواد بیاموزد. حقوق وی را با هم اولیای فرزندان تأمین میکردند.
💡 با این توضیح غذای بختیاریها را باید به دو بخش یکجانشینی و کوچ نشینی تقسیم کرد.
💡 افسانه رزمهای ایگور (اسلاوی شرقی باستان: Слово о пълкѹ Игоревѣ) داستان مبارزات ایگور یک شعر حماسی قرون وسطایی روسی است که لشکرکشی شاهزاده ایگور سواتوسلاویچ کیف علیه قبایل کوچ نشین پولوفتسی را در قرن دوازدهم بازگو میکند. این شعر که به زبان اسلاوی شرقی قدیم نوشته شده است، داستان سفر ایگور را برای انتقام از یورش پولوفتسیها به سرزمینهایش و دستگیری بعدی او توسط دشمن بیان میکند.
💡 در برخی از منابع، لرها و دیلمیان و بلوچان و اقوام دیگر را جز کرد (یعنی کوچ نشین) شمردهاند؛ زیرا واژه کرد به معنی یک نوع شیوه زندگی و نه معنی زبانی بودهاست. اما از لحاظ قومیت لرها گروهی جدا از کردها حساب میشوند. نام لر در متون تاریخی پس از حمله اعراب به ایران، اولین بار در قرن ۴ هجری قمری به شکل واژههای اللّریه، لاریه، بلاد اللور و لوریه در متون بازمانده از آن دوران بروز میکند.