کلمه کوفت در زبان فارسی به معنای ضربه یا تازیانه است و همچنین بهعنوان یک اصطلاح عامیانه به معنای خسته یا ناراحت نیز به کار میرود. این واژه میتواند بهعنوان اسم و فعل مورد استفاده قرار گیرد. در جملات، بهعنوان فعل معمولاً به شکل کوفتن به معنای ضربه زدن یا احساس خستگی به کار میرود. در جملاتی که این واژه بهعنوان فعل به کار میرود، باید آن را با توجه به فاعل، زمان و نوع جمله صرف کنید. این واژه در برخی اصطلاحات و تعابیر عامیانه نیز کاربرد دارد و در محاورات به معنای خستگی یا ناراحتی فردی بهکار میرود. در نوشتار رسمی و ادبی، بهتر است از این کلمه در موقعیتهای غیررسمی یا محاورهای استفاده کنید و در متون ادبی و رسمی، ممکن است واژههای دیگری برای بیان حالت خستگی یا ضربه انتخاب شود.
کوفت
لغت نامه دهخدا
کوفت. ( اِمص، اِ ) به معنی آسیب و آزار و ضربی باشد که از سنگ و چوب و مشت و لگد و امثال آن به کسی رسد. ( برهان ). به معنی آسیب و آزار و ضربی که از سنگ و چوب به کسی برسد یا لگد اسب یا از افتادن اسب. ( آنندراج ). ضربی که از چوب و سنگ و مشت و لگد و مانند آن به کسی رسد. ( ناظم الاطباء ): سواری به صدمه بر او افتاد و کوفتی سخت بدو رسید... طبیب را فرمودند تا مداوات خستگی او کند. ( تاریخ طبرستان ).
فرهنگ معین
فرهنگ عمید
۲. (اسم مصدر ) آسیب، آزار.
۳. (شبه جمله ) [عامیانه، مجاز] هنگام نفرین یا توهین به کسی گفته می شود، زهر مار: کوفت! این قدر حرف نزن.
۴. (اسم مصدر ) [قدیمی] بیماری، درد.
فرهنگ فارسی
۱ - ( مصدر ) ضربی که از سنگ و چوب و مشت و لگد مانند آن حاصل شود. ۲ - آسیب آزار صدمه. ۳ - آزردگی اندوه. ۴ - ( اسم ) سیلفیس: نسوانی پر شهوت و پر سوزنک و کوفت مردانی بی همت و بی غیرت و لاشی. ( بهار ) ۵ - ( فعل ) سوم شخص مفرد ماضی ار کوفتن.
جملاتی از کلمه کوفت
من از بیم بر سر گرفتم سپر همی کوفت بر پشت و پهلو و بر
آمد آن مه دران خرابه شتاب همچو مهتاب کوفتد به خراب
کنون کوفتادی به چنگم اسیر شدی کند رای و شدی کند ویر