کمری به دلیل طراحی زیبا، کیفیت ساخت بالا و امکانات رفاهی مناسب، محبوبیت زیادی در بازار خودرو کسب کرده است. همچنین، مصرف سوخت بهینه و عملکرد پایدار موتور آن، به عنوان یک خودرو خانوادگی، آن را مورد توجه خریداران قرار داده است. خدمات پس از فروش قوی و ارزش resale مناسب نیز از دیگر عوامل موثر در محبوبیت این خودرو به شمار میآید. کمری به عنوان یک سدان خانوادگی، فضای داخلی وسیع و راحتی بالا دارد که آن را به گزینهای ایدهآل برای خانوادهها تبدیل کرده است. صندلیهای جادار و امکاناتی نظیر سیستمهای سرگرمی، تهویه مطبوع و ایمنی بالا، سفرهای طولانی و روزمره را برای خانوادهها آسان و دلپذیر میکند. همچنین، با توجه به مصرف بهینه سوخت، هزینههای سفر را نیز کاهش میدهد.

کمری
لغت نامه دهخدا
ز بار گنبد عمامه گشته ای کمری
ببین چه می کشی ای زاهد از زیاده سری.مخلص کاشی ( آنندراج ).گرچنین جلوه خرامان به بیابان آیی
کوه را می کند آن لنگر تمکین کمری.محسن تأثیر( از آنندراج ).و رجوع به کمری شدن شود.
کمری. [ ک ِ م ِرْ را ] ( ع ص ) بزرگ سرنره. || کوتاه بالا. ( منتهی الارب ) ( از آنندراج ) ( ناظم الاطباء ).
کمری. [ ک َ م َ ] ( اِخ ) دهی از دهستان جاپلق است که در بخش الیگودرز شهرستان بروجرد واقع است و 152 تن سکنه دارد. ( از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 6 ).
کمری. [ ک َ م َ ] ( اِخ ) دهی از دهستان ترک است که در شهرستان ملایر واقع است و 1390 تن سکنه دارد. ( از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 5 ).
کمری. [ ک َ م َ ری ی ] ( ص نسبی ) منسوب است به کمره که از دیههای بخار است. ( از انساب سمعانی ) ( از معجم البلدان ).
کمری. [ ک َ م َ ری ی ] ( اِخ ) ابویعقوب یوسف بن الفضل الکمری، راوی است و از عیسی بن موسی و جز او روایت کند و سهل بن شاذویه از وی روایت کند. ( از معجم البلدان ). و رجوع به ماده قبل شود.
فرهنگ فارسی
( صفت ) منسوب به کمر: ۱ - آنچه بکمر بندند: اسلح. کمری. ۲ - کسی که از حمل بار سنگین کمرش آسیب دیده: ( ز بار گنبد عمامه گشته ای کمری ببین چه میکشی ای زاهد از زیاده سری ). ( مخلص کاشی )
بزرگ سر نره. یا کوتاه بالا
جملاتی از کلمه کمری
هر دو آیند میان کرده به کردار کمان پیش تو بسته به خدمت به میان بر کمری
آن را که به کف سیمی و در دست زری نیست در بر بت سیمن بر و زرین کمری نیست
کمرش برده دلم را ز میان رخ و زلف موی زلف و مژه داغند ز موی کمری