لغت نامه دهخدا
کلیون. [ ک ُ ] ( اِ ) جامه ای را گویند که از هفت رنگ بافته باشند. ( برهان ) ( آنندراج ) ( ناظم الاطباء ). با کاف پارسی ( گلیون ) است مخفف انگلیون. ( حاشیه برهان چ معین ). و رجوع به گلیون و انگلیون شود.
کلیون. [ ک ُ ] ( اِ ) جامه ای را گویند که از هفت رنگ بافته باشند. ( برهان ) ( آنندراج ) ( ناظم الاطباء ). با کاف پارسی ( گلیون ) است مخفف انگلیون. ( حاشیه برهان چ معین ). و رجوع به گلیون و انگلیون شود.
(کُ ) (اِ. ) گلیون، جامة هفت رنگ.
جامه یا پارچۀ هفت رنگ، انگلیون.
کلِئون ( ـ۴۲۲پم)(Cleon)
رجل و سردار آتنی. در جنگ پلوپونزی. پس از مرگ پریکلس، که کلئون مخالف او بود، «رهبر مردم عادی» شد. از حامیان پروپاقرص حکومت امپراتوری و سیاست جنگ طلبانه برضد اسپارت بود. اسپارتی ها در آمفیپولیس، ۴۲۲پ م، او را به قتل رساندند.
گلیون، جامة هفت رنگ.
💡 استریمونیکو، یک دهکده و شهری کوچک در سیرس، یونان است. از زمان اصلاحات دولت محلی در سال ۲۰۱۱، بخشی از شهرداری هراکلیون، سیرس است. مساحت آن ۱۵۶٬۸۵۰ کیلومتر است. جمعیت آن در سال ۲۰۱۱ ۳٫۹۱۸ نفر اعلام شد.
💡 اندر این موسم که باشد رشک انکلیون زمین غم ندارم گر ندارم جانب بستان گذار
💡 اهل مدحم توئی و جز مانی خود که ماند به نقش انکلیون