کلیسای محلی
فرهنگستان زبان و ادب
{parish} [باستان شناسی] در نظام کلیسای کاتولیک، بنایی که کلیسای اهالی یک کشیش نشین و زیرمجموعۀ یک اسقف نشین محسوب می شود و کشیشی مسئول اداره آن است
ویکی واژه
در نظام کلیسای کاتولیک، بنایی که کلیسای اهالی یک کشیشنشین و زیرمجموعۀ یک اسقفنشین محسوب میشود و کشیشی مسئول اداره آن است.
جمله سازی با کلیسای محلی
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 از اوایل دوران کودکی خود علاقهمند به موسیقی و شرکت در مراسمهای کلیسای محلی بود. اولین آلبوم او «آوه ماریا» در کلیسای جامع کاراکاس، مخاطبانش را تحت تأثیر قرار داد.
💡 در سال ۱۷۶۰ در دوبلین به دنیا آمد، استنلی در کلیسای سنت وربورگ، یک کلیسای محلی که در جوار قلعه دوبلین واقع شدهاست، و با حضور لرد نایبالسلطنه ایرلند و درباریان غسل تعمید داده شد.
💡 در این روستای کوچک، کلیسای محلی تنها مکانی است که مردم برای برگزاری مراسمهای اجتماعی و مذهبی خود در کنار یکدیگر گرد هم میآیند.
💡 کشیش مربوط به کلیسای محلی همیشه آماده است تا به سوالات مردم پاسخ دهد و در مسائل روزمره زندگی آنها راهنماییهای لازم را انجام دهد.
💡 با وجود اینکه کلیسای محلی بسیار کوچک و ساده ساخته شده است، اما حس آرامش و صمیمیت عجیبی را به ساکنان این منطقه منتقل میکند.