کلثوم یک نام دخترانه با ریشه عربی است که به معنای زیبا روی یا کسی که دارای چهره پرگوشت است میباشد. این ویژگی به زیبایی و سلامت چهره اشاره دارد و بر جذابیت ظاهری فرد دلالت میکند. در فرهنگهای مختلف، زیبایی ظاهری همواره اهمیت ویژهای داشته و نامهایی که به این ویژگی اشاره دارند، به طور معمول مورد توجه قرار میگیرند.
تاریخچه و شخصیتهای مشهور
این نام با شخصیتهای مهم تاریخ اسلام مرتبط است. یکی از دختران پیامبر اسلام، حضرت محمد (ص)، به نام ام کلثوم شناخته میشود. همچنین، کلثوم نام یکی از دختران حضرت علی (ع) نیز هست که در تاریخ اسلام جایگاه ویژهای دارد. این ارتباطات تاریخی اعتبار و ارزش خاصی به این نام بخشیده و آن را به یکی از اسامی محبوب در میان مسلمانان تبدیل کرده است.
معانی عامیانه و کنایهها
در زبان عامیانه، اصطلاح کلثوم ننه به معنای زن سالمند با اعتقادات کهنه و قدیمی یا خرافی استفاده شود. این اصطلاح به نوعی به شخصیتهایی اشاره دارد که ممکن است به سنتها و باورهای قدیمی پایبند باشند و در برخی موارد، به عنوان نماد خرافات و اعتقادات نادرست شناخته شوند.
کلثوم. [ ک ُ ] ( ع ص، اِ ) مرد پرگوشت رخسار نیکوروی. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ) ( ناظم الاطباء ). آنکه دو گونه و چهره او پرگوشت باشد. ( از اقرب الموارد ). پرگوشت رخسار بی ترش رویی. ( فرهنگ فارسی معین ). || پیل یاپیل بزرگ. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ) ( از ناظم الاطباء ). فیل و گویند زندبیل. ( از اقرب الموارد ). ژنده پیل. ( یادداشت به خط مرحوم دهخدا ). || حریر پاره سر درفش. ( منتهی الارب )( آنندراج ) ( از اقرب الموارد ). حریر پاره ای که بر سردرفش بندند. ( ناظم الاطباء ). || از اعلام است. ( ناظم الاطباء ). نامی است از نامهای زنان. ( فرهنگ فارسی معین ). در عربی نامی از نامهای مردان، در فارسی نامی از زنان است ( یادداشت به خط مرحوم دهخدا ).
کلثوم. [ ک ُ ] ( اِخ ) ابن عمروبن ایوب التغلبی، مکنی به ابوعمرو معروف به عتابی ( متوفی به سال 220 هَ ق ). کاتبی نیکو ترسل و شاعری خوش بیان و پیرو سبک نابغه بوده است. وی از مردم شام است و نسبش به عمروبن کلثوم شاعر می پیوندد. مدتی در قنسرین اقامت گزید و آنگاه در بغداد ساکن شد و هارون الرشید و دیگران را مدح کرد. و چون متهم به زندقه شد و رشیداو را طلب کرد، به یمن گریخت و به سعی فضل بن یحیی برمکی، هارون وی را امان داد و چون بازگشت به دستگاه برامکه اختصاص یافت و سپس به طاهربن حسین پیوست و کتابهایی تصنیف کرد که از جمله آنهاست: فنون الحکم، الاَّداب، الخیل، الاجواد و الالفاظ. ( از اعلام زرکلی ). کاتب برامکه و شاعر معروف عرب از بنی تغلب. یحیی بن الحسن گوید: امیر ایرانی نژاد طاهربن الحسین در رقه بر کنار برکه ای فرود آمده بود و من در خدمت او بودم. یکی از غلامان امیر را خواندم و با او به پارسی چیزی می گفتم. کلثوم در این وقت پیش ما آمد و با لهجه شیرین و فصیح پارسی با ما تکلم آغاز کرد، من از استادی او در این زبان شگفتی کردم و پرسیدم: این پارسی فصیح راکجا فرا گرفته ای ؟ گفت: «سه کرت به خراسان شدم کتب نفیس فارسی که از بنه یزد گرد سوم به شهر مرو بر جای مانده و در مخزنی محفوظ بود نوشتم و گاه بازگشت به عراق چون ده فرسنگ از نیشابور گذشتم و به روستای ذو دررسیدم و در این وقت به یاد آوردم که مطالب مفید چندی از کتب مزبور را نسخه نگرفته ام، بار دیگر از آنجابه مرو بازگشتم و چند ماه دیگر نیز بدان شهر ببودم و آن کار را بپایان بردم » گفتم: «ای ابا عمرو از چه این رنج سفر دراز خراسان و آمد و شد بدانجا و تعب مطالعه و استنساخ کتب فارسی بر خود هموار می کردی ؟» در پاسخ گفت: «مگر معانی در غیر کتابهای فارسی یافت می شود؟». ( ضحی الاسلام امین احمد مصری، یادداشت بخط مرحوم دهخدا ). و رجوع به الوزراء و الکتاب ص 185 و 211 و معجم الادباء ص 212 ج 6 و الموشح ص 271، 278، 285، 293، 295 و البیان والتبیین و فهرست ابن الندیم ص 175 شود.
(کُ ) [ ع. ] ۱ - (ص. ) رخسار بی ترش - رویی. ۲ - نامی است از نام های زنان.،~ ننه کنایه از: زن سالمند با اعتقادات کهنه و قدیمی شده یا خرافی.
کسی که چهره وگونه هایش فربه وپرگوشت باشد
۱ - ( صفت ) پر گوشت رخسار بی ترش رویی. ۲ - نامی است از نامها ی زنان.
اسم: کلثوم (دختر) (عربی) (مذهبی و قرآنی) (تلفظ: kolsum) (فارسی: کلثوم) (انگلیسی: kolsum)
معنی: زیبا روی، کسی که دارای چهره پرگوشت باشد، ام کلثوم نام دختر پیامبر اسلام ( ص )، پرگوشت رخسار بی ترش رویی، دارای گونه و چهره ی پر گوشت، ( به مجاز ) زیبا چهره، ( در اعلام ) ام کلثوم نام دختر رسول اکرم ( ص )، نام یکی از دختران حضرا علی ( ع )
رخسار بی ترش - رویی.
نامی است از نامهای زنان.؛~ ننه کنایه از: زن سالمند با اعتقادات کهنه و قدیمی شده یا خرافی.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 کلثوم زد به سینه و با گریه زار زار این گفت و ساخت موی خود از مویه تار تار
💡 ام کلثوم به دلیل آواز و سبک منحصر به فردش شناخته شده بود. بیش از هشتاد میلیون نسخه از ترانههایهای ضبطشدهٔ او در جهان فروش رفته است که وی را بین خوانندگان خاورمیانه متمایز میکند.
💡 خدیجه پس از ازدواج با محمد تمام ثروتش را برای دین اسلام خرج کرد. او سه پسر برای محمد آورد، قاسم و عبدالله و طاهر که همگی در کودکی مردند؛ چهار دختر هم داشت به نامهای زینب، رقیه، ام کلثوم و فاطمه زهرا.
💡 ای صباگوی به عباس که از جا برخیز ام کلثوم تو خم گشته کمر میآید