فرهنگ معین
(کُ هُ کَ مَ ) (اِمر. ) کنایه از: جاه و مقام.
(کُ هُ کَ مَ ) (اِمر. ) کنایه از: جاه و مقام.
کنایه از: جاه و مقام.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 شهش داد اسب و کلاه و کمر یکی جوشن و تیغ و خود و سپر
💡 فتاده در آن بحر خون بی حساب کلاه و کمر همچو موج و حباب
💡 جوانان و من زنده با پیر سر مرا شرم باد از کلاه و کمر
💡 همان تاج و تخت و کلاه و کمر چه گرز و چه جوشن چه تیغ و چه سر
💡 ز اسپ و پرستنده و سیم و زر ز مهر و ز تخت و کلاه و کمر
💡 که زیبا بود بخشش و بخت را کلاه و کمر بستن وتخت را