کفاش

لغت نامه دهخدا

کفاش. [ ک َف ْ فا ] ( ص، اِ ) کفشدوز و کفش فروش. ( ناظم الاطباء ). اسکاف. کفشگر. حذاء. ارسی دوز.لالکایی. ( یادداشت مؤلف ). کفاش بر وزن صراف کلمه ای است که از ماده فارسی بر وزن عربی ساخته اند. ( نشریه دانشکده ادبیات تبریز، سال اول شماره 10 ص 34 ).

فرهنگ معین

(کَ فّ ) (ص. اِ. ) آن که کفش دوزد و فروشد، کفشدوز.

فرهنگ فارسی

( صفت اسم ) آنکه کفش دوزد و فروشد کفشدوز

ویکی واژه

calzolaio
آن که کفش دوزد و فروشد، کفشدوز.

جمله سازی با کفاش

💡 از فیلم‌ها یا برنامه‌های تلویزیونی که وی در آن نقش داشته‌است می‌توان به مارکتا لازاروا و شاهدخت یاسننکا و کفاش پرنده اشاره کرد.

💡 آلفرد بستر متولد منهتن، نیویورک در ۱۸ دسامبر سال ۱۹۱۳ است. پدر او جیمز، کفاش و اولین نسل از آمریکایی‌های اصالتاً اطریشی بود.

💡 این امامزاده در منتهی‌الیه شرقی بازار کفاش ها واقع است که از غرب به خیابان خیام و از جنوب شرقی به پاچنار متصل می شود.

گده یعنی چه؟
گده یعنی چه؟
دبیرستان یعنی چه؟
دبیرستان یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز