لغت نامه دهخدا
کشتی ران. [ ک َ / ک ِ ] ( نف مرکب ) دریانورد. آنکه کشتی را راند. ملاح. سفان. ( یادداشت مؤلف ).
کشتی ران. [ ک َ / ک ِ ] ( نف مرکب ) دریانورد. آنکه کشتی را راند. ملاح. سفان. ( یادداشت مؤلف ).
رانندۀ کشتی، کشتیبان.
( صفت اسم ) رانند. کشتی کشتیبان
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 رودخانه سنلوران از مهمترین مناطق آمریکای شمالی محسوب میشود. طول بلند ۱٬۲۰۰ کیلومتری آن یکی از بزرگترین مجاری کشتیرانی جهان و محور اصلی رودخانهای قاره آمریکای شمالیاست.
💡 السالوادور بیش از ۳۰۰ رودخانه دارد که مهمترین آن رود لمپا است که از گواتمالا سرچشمه میگیرد و تنها رودخانه قابل کشتیرانی در السالوادور است. لمپا و شاخههای آن حدود نیمی از کشور را آبیاری میکند.
💡 ریزشهای جوی (برف و باران) درکوههای این استان، سرچشمه معروفترین رودخانههای دائمی ایران یعنی کارون، زاینده رود و دز هستند. زاینده رود تنها رودخانه دائمی در فلات مرکزی ایران بوده و کارون نیز بزرگترین رودخانه ایران و تنها رودخانه قابل کشتیرانی در ایران است که به سبب سد سازیهای فراوان و انتقال نادرست اب به استانهای یزد، اصفهان و کرمان، این دو رودخانه دائمی در معرض تهدید قرار گرفتهاند.