کزوغ
لغت نامه دهخدا
کزوغ. [ ک َ ] ( اِ ) مهره گردن انسان و حیوانات دیگر باشد. ( برهان ). مهره ٔگردن. ( آنندراج ). فقره و هریک از مهره های گردن و پشت انسان و دیگر حیوانات. ( ناظم الاطباء ):
بزخمی کزوغ ورا خرد کرد
چنین رزم سازند مردان مرد.عسجدی ( از آنندراج ).
فرهنگ معین
(کَ ) (اِ. ) مهره، مهره های گردن و پشت.
فرهنگ عمید
گردن، مهرۀ گردن.
ویکی واژه
مهره، مهرههای گردن و پشت.
جمله سازی با کزوغ
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 دل ز توحید تو آمد پرفروغ غرق توحید تو از پا تا کزوغ
💡 بزخمی کزوغ ورا خرد کرد همین حرب سازند مردان مرد