کربان
لغت نامه دهخدا
کربان. [ ک َ ] ( ع ص ) اناء کربان؛ آوند نزدیک به پری رسیده. ( منتهی الارب ) ( از اقرب الموارد ).
ویکی واژه
شکل قدیمی تلفظ کاروان یا کاربان. کَربان مسموع شده ولی تلفظ درست و قدیمی باید کِربان باشد، کِر همان خطی است که شتران هنگام جابجایی در حرکت ایجاد میکردند و بان مرد مستحفظ آنان بود.
کَربان در یک آهنگ به زبان آذربایجانی. سیندرین قِزلَر سیندرین قِزلَر، نبه کَرباننَن گَلِهرِه. به رقصید دختران به رقصیدن دختران، نبی از کاروان (مسافرت) میآید.
جمله سازی با کربان
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 سیاه رویم ازو کرباند مده شود سیاه ز شمس آنکه بیندش بسیار