واژه «کدواده» در زبان فارسی کهن یک ترکیب مرکب است که از نظر معنایی به بنای اصلی و بنیادین یک ساختمان اشاره دارد و در متون قدیمی برای توصیف ساختار اولیه خانه یا دیوار به کار میرفته است. این واژه در لغتنامههای معتبر مانند دهخدا و فرهنگهای کهن، به معنای «بنیاد خانه»، «پی دیوار» یا «اساس عمارت» آمده و نشاندهنده بخش زیرین و استوار یک بنا است که سایر اجزای ساختمان بر آن استوار میشوند. از نظر ریشهشناسی، این واژه احتمالاً از ترکیب اجزایی به معنای «کد» یا «کده» (به معنای خانه یا بنا) و پسوندی که دلالت بر ساختار یا وابستگی دارد شکل گرفته است. در کاربردهای ادبی، «کدواده» گاه بهصورت استعاری نیز به کار رفته و برای اشاره به پایه و اساس امور معنوی یا اجتماعی مورد استفاده قرار گرفته است. در متون تاریخی، این واژه در توصیف ساختوساز شهرها و بناهای مهم بهویژه در دورههای اسلامی ایران دیده میشود و نشاندهنده توجه به اصول معماری سنتی است. در برخی اشعار و متون عرفانی، «کدواده» به عنوان نمادی از بنیادهای ناپایدار دنیا در برابر ثبات معنوی نیز بهکار رفته است. از نظر زبانشناسی، این واژه نمونهای از اصطلاحات معماری در فارسی کهن است که علاوه بر معنای فنی، بار کنایی و استعاری نیز پیدا کرده است. همچنین در فرهنگهای مختلف، این واژه با معانی مشابهی مانند دیوار، پی دیوار و شالوده بنا معرفی شده است. کاربرد آن در متون کلاسیک نشاندهنده اهمیت مفهوم «بنیاد» در تفکر معماری و ادبیات فارسی است.
کدواده
لغت نامه دهخدا
کدواده. [ ک َ دَ / دِ ] ( اِ مرکب ) ( از کد بمعنی کده + واده ) ( یادداشت مؤلف ). بنای دیوار عمارت و خانه را گویند. ( برهان ). بنای خانه را گویند. ( فرهنگ جهانگیری ) ( آنندراج ). بنیادخانه. ( اوبهی ): دنیا دار محنت است و ویرانه مصیبت مفازه اندوه و پتیاره فراق زدگان ز کدواده بلا. ( کشف المحجوب چ لنین گراد ص 59 ). بلا لباس اولیاست و کدواده اصفیاء و غذاء انبیاء. ( کشف المحجوب چ لنین گراد ص 504 ). خواستند در شهر بخارا را ربض زنندو کدواده ربض از خشت پخته می بایست کدواده حصار راو برجهای او که از خشت پخته بود باز کردند و به ربض شهر بخارا خرج کردند. ( تاریخ بخارای نرشخی ص 31 ).
در عهد تو استوار مانده
کدواده عمر سست بنیان.سیف اسفرنگ.
فرهنگ معین
(کَ دَ ) (اِمر. ) دیوار، پی دیوار و عمارت.
فرهنگ عمید
۱. دیوار.
۲. پی دیوار: ز فرع بیش طلب اصل کز برای بنا / درست باید کردن نخست کدواده (شمس فخری: مجمع الفرس: کدواده ).
فرهنگ فارسی
( اسم ) بنای خانه و عمارت: [ در عهد تو استوار مانده کدواد. عمر سست پیمان ]. ( سیف اسفرنگ )
ویکی واژه
دیوار، پی دیوار و عمارت.
جمله سازی با کدواده
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 البلاء: به بلا امتحان تن دوستان خواهند به گونه گونه مشقتها و بیماریهاو رنجها؛ که هرچند بلا بر بنده قوت بیشتر پیدا میکند قربت زیادت میشود ورا با حقتعالی که بلا لباس اولیاست و کدوادهٔ اصفیا و غذای انبیا، صلوات اللّه علیهم. ندیدی که پیغمبر صلّی اللّه علیه و سلم گفت: «أشدُّ البَلاءِ بالأَنبیاءِ ثُمَّ الأولیاءِ، ثمّ الأمثلِ فالأمثلِ. نحنُ مَعاشِرَ الأنبیاءِ أشدُّ النّاسِ بلاءَ.»