سنگناک
مترادفها
سنگین، دشوار، سنگینبار
متضادها
سبک
لغت نامه دهخدا
سنگناک. [ س َ ] ( ص مرکب ) زمینی که دارای سنگ باشد. ( ناظم الاطباء ):
این چنین اسبی تواند برد بیرون مر مرا
از چنین وادی به قاعی سنگناک و نیش زن.منوچهری.
فرهنگ عمید
سنگلاخ، زمین پرسنگ.
فرهنگ فارسی
سنگلاخ، زمین پرسنگ
( صفت ) پر سنگ ( زمین ) سنگلاخ.
زمینی که دارای سنگ باشد