گیگر
لغت نامه دهخدا
گیگر. [ گی گ َ ] ( اِ ) معرب آن جرجیر است و به نامهای تره تیزک، شاهی، شاهتره، کوله تره، خاصه تره، رشادنیز خوانده می شود. ( از تحفه حکیم مؤمن ). ترمیره که به تازیش جرجیر گویند. ( مؤید الفضلا ):
گیگر و گندنا و سپندان و کاسنی
این هر چهار گونه که داری همه دژن.یادداشت به خط مؤلف ( از نسخه لغت فرس ).در لغت فرس اسدی و برهان قاطع به صورت کیکیز و کیکیر با کاف تازی ضبط شده است. و کلمه گیگر در بیت بالا در لغت فرس اسدی موجود کیکیز آمده است. رجوع به کیکیر و کیکیز و کیکیش شود.
ویکی واژه
زبانشناس غربی که فرضیاتی راجع به برخی اصطلاحات مانند هارابرزتی و وروکرتا دارد.
جمله سازی با گیگر
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 او در ۱۹۷۵ با یک تراژدی روبرو شد و این زمانی بود که همکارش لی توبلر، بازیگر سوئیسی که در چند کار به عنوان مدل با او همکاری کرده بود، خودکشی کرد. گیگر در ۱۹۸۲ با میا بونزانیگو ازدواج کرد، اما بعدها از او جدا شد.
💡 گیگر سال ۱۹۷۹ در یک گفتگو گفت: «به نظر میرسد نقاشیهای من بیشترین تأثیر را روی آدمهایی میگذارد که به گونهای دیوانه هستند. بسیاری از مردم مانند من فکر میکنند. اگر از کارم خوششان میآید یا نوآور هستند… یا دیوانه.»
💡 بخاطر بسپارید که درنصب شرودینگر به هیچ نوع شارژ باروت اشاره نشد؛ که از شمارنده گیگر به عنوان تقویتکننده وسم هیدروسیانیک استفاده میکند. باروت در پیشنهاد اصلی اینشتین به شرودینگر ۱۵سال پیش از آن اشاره شدهاست و علی الظاهر اینشتین آن را به بحث موجود کشاندهاست. یحتمل این نظریه از نظریههای بنیادین برای زیر سؤال بردن بوده که باعث اعتقاد بیشتر جامعه به کوانتوم شد!