کتابچه. [ ک ِ چ َ / چ ِ ] ( اِ مصغر ) کتاب کوچک. ( فرهنگ فارسی معین ) ( ناظم الاطباء ). || در تداول امروز دفتر سفید کوچک بقطع خشتی یا رقعی و کوچکتر برای تحریر. اوراق سفید که بر هم نهند و بشکل کتاب مجلد و صحافی کنند برای تحریر. || طومار یا دفتر مالیات که مستوفی در آن میزان درآمدهای مالیاتی یک ناحیه را می نوشت. ( فرهنگ فارسی معین ). و این اصطلاح امروز منحصر به دفترچه ٔثبت درآمد ممیزی املاک مزروعی است.
(کِ چِ ) (اِ. ) ۱ - دفترچه. ۲ - جزوه. ۳ - کتاب کوچک.
۱. کتاب کوچک.
۲. دفتر، دفترچه.
( اسم ) ۱ - کتاب کوچک. ۲ - طومار یا دفتر مالیات که [ مستوفی ] در آن میزان در آمد های مالیاتی یک ناحیه را مینوشت
دفترچه.
جزوه.
کتاب کوچک.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 در سال ۱۸۵۸، بنا به توصیه اکمن، از او خواسته شد تا طرحهایی را برای انتشار یک کتابچه ضد الکل به نام داستان زندگی تامی مخرب با پشتیبانی نهضت مخالفت با مصرف الکل ارائه دهد. کتابچه برای سالها مجدداً منتشر شد.
💡 آنا باتسفورد بیش از ۶۰۰ لوح گِـراور برای چاپ دستی در کتابهای «کتابچه راهنما برای مطالعهٔ حشرات» (۱۸۹۵)، «زندگی حشرات» (۱۸۹۷)، «چگونگی شناسایی پروانهها» (۱۹۰۴) حکاکی کرد که اولی توسط همسرش بهتنهایی، و دو کتاب دیگر با همکاری همسرش و نویسندگانی دیگر نگاشته شده بود.