کاهنان
مترادفها
روحانیون، کشیشها، موبدان
ویکی واژه
جمع کاهن یکی از صنوف دینی دنیای باستان؛ و شاید مترداف با مغان، بغان، که در دوره ترویج آیین اسلام احتمالا مترادف با آخوند.[۱] کاهنان مشتق از کاهن بوده و کاهن ممکن است به دو بخش کا - هن قابل تجزیه باشد، استنباط کلی از کاهن روحانی دائم سواره است چه برای منطقه چه برای سفر دور، و با هیندی از یک مفهوم برخوردار است.
↑ کاهن را بر گرفته از واژه عبری کوهن میدانند ولی ممکن است عکس مسئله درست باشد.
جمله سازی با کاهنان
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 فرقههای رسمی به عنوان یک رس پابلیکا (دارای منافع عمومی)، بودجه دولتی دریافت میکردند. فرقههای غیررسمی اما قانونی توسط افراد خصوصی تأمین مالی میشدند. تفاوت بین فرقه عمومی و خصوصی اغلب نامشخص است. همهٔ فرقهها در نهایت مشمول تأیید و قوانین سانسور و پونتیفکسها (کاهنان برجسته) بودند.
💡 کاهنان دیگر روز بجای آوردند که تخم ابراهیم در مستقرّ خویش نهاده شد.
💡 همه کاهنان و بزرگان شهر پذیره شدندنش به رومیه بحر
💡 نی خدا ها ساختیم از گاو و خر نی حضور کاهنان افکنده سر