کارکرده. [ ک َ دَ / دِ ] ( ن مف مرکب ) کارآزموده. جهاندیده. کارآزمون. مجرب:
ز لشکر گزین کرد پس بخردان
جهاندیده و کارکرده ردان.فردوسی.چنین گفت بهرام کای مهتران
جهاندیده و کارکرده سران.فردوسی.جهاندیده وکارکرده دو مرد
برفتند و جستند جای نبرد.فردوسی. || جنگ دیده. نبرد آزموده:
بیاورد لشکر ده و دو هزار
جهاندیده و کارکرده سوار.فردوسی.|| مستعمل. معمول.
(کَ دِ ) (ص مف. ) ۱ - کارآزموده، باتجربه. ۲ - کهنه، فرسوده.
۱. مستعمل، کهنه، فرسوده.
۲. [قدیمی] کارآزموده، کاردیده، مجرب: جهان دیده و کارکرده دو مرد/ برفتند و جستند جای نبرد (فردوسی۴: ۱۲۰۴ ).
( صفت ) ۱ - کار آزموده مجرب کار کشته: [ ز لشکر گزین کرد پس بخردان جهاندیده و کار کرده ردان ]. ۲ - جنگ دیده جنگ آزموده: [ بیاورد لشکرده و دو هزار جهاندیده و کار کرده سوار ]. ۳ - مستعمل کهنه.
کارآزموده، باتجربه.
کهنه، فرسوده.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 دو نمک صفراوی کولات و کنو داکسی کولات در کبد انسان ساخته میشوند. این نمکها کارکردهایی مثل تحریک جریان صفراوی و انتقال و هضم چربیها دارند. نمکهای صفراوی به حرکات کرمی روده باریک نیز کمک میکنند.
💡 بدیشان چنین گفت کای بخردان جهاندیده و کارکرده ردان
💡 این ایدهها در نزد او موجوداتی واقعی، اما غیر مادی هستند. یکی از کارکردهای اصلی مفاهیم کلی، استفاده از آنها به عنوان معیاری برای عمل در موقعیتهای جزئی و عینی است.
💡 امضای توافقنامه صلح با گلبدین حکمتیار که یکی از مخالفان مسلح دولت افغانستان بود از جمله کارکردهای اشرف غنی است.
💡 دلیل اول آنکه موتور با کاهش صوت مغناطیسی بدون صدا کارکرده و برای آنکه از هارمونیکها در شکافها کاسته شود.
💡 چه جای حیرتست ای عقل هشیار کزین سان کارکرده عشق بسیار