کارافزا

مترادف‌ها

سودمند، مولد، افزاینده

متضادها

مخرب، ویرانگر، زیان‌بار

لغت نامه دهخدا

کارافزا. [ اَ ] ( نف مرکب ) رجوع به کارافزای شود.

فرهنگ عمید

مایۀ دردسر و گرفتاری، مزاحم.

فرهنگستان زبان و ادب

{ergogenic aid} [ورزش] هر عاملی که عملکرد بدن را تقویت کند

ویکی واژه

هر عاملی که عملکرد بدن را تقویت کند.

جمله سازی با کارافزا

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 آنکه با خنجر او هست قضا کارافزای وانکه در حضرت او هست قدر کارآگاه

💡 عقل و جان در خدمت آن بارگه رفتند لیک عقل کارافزای رفت و جان جان افشان بماند

💡 گفت مادر تا جهان بودست ازین کارافزایان بدند اندر زمین

💡 امروز از آن سلسله زان محرومی کامروز تو عاقلی و کارافزائی

💡 مرا بیکار داند عقل کارافزا، نمی داند که هر کس را به کاری غمزه پرکار او دارد

💡 دور کردی تو مرد کارافزای خویش را از جناب و جنب خدای

💡 استفاده از ابزارهای هوش مصنوعی در فرآیندهای تولید، به عنوان یک تکنولوژی کارافزا، می‌تواند سرعت و دقت فعالیت‌های صنعتی را به طرز چشمگیری افزایش دهد.

💡 توسعه نرم‌افزارهای کارافزا در حوزه آموزش، به معلمان کمک می‌کند تا با مدیریت بهتر زمان، فرآیند یادگیری دانش‌آموزان را به شکلی موثرتر پیش ببرند.

💡 سرمایه‌گذاری بر روی تکنولوژی‌های کارافزا در بخش کشاورزی، می‌تواند منجر به افزایش تولید محصولات و کاهش هزینه‌های مربوط به نیروی کار انسانی شود.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران